پرسه در متون کلاسیک؛ رابرت مرتن و ساختارهای اجتماعی علم
در آستانهی قرن بیستم ماکس وبر اظهار کرد که «اعتقاد به ارزش حقایق علمی مأخوذ از طبیعت نیست، بلکه محصول فرهنگهای مشخصی است». اینک میتوانیم بر سخن وبر بیفزاییم که: این اعتقاد اکنون بهآسانی به تردید و ناباوری مبدّل گشته است. پیشرفت دیرپای علم فقط در جوامعی با نظم اجتماعی مشخص رخ میدهد، جوامعی که تابع مجموعهی مشخصی از پیشفرضهای ضمنی و قیود نهادیناند. آنچه برای ما یک پدیدهی بهنجار است که هیچ تبیینی را نمیطلبد و ارزشهای فرهنگی بدیهیانگاشتهشده را تحکیم میکند، در زمانهای دیگر نابهنجار و نامعمول بوده است و در برخی مکانهای دیگر حتی در زمان اکنون نیز نابهنجار و نامعمول است. تداوم علم مستلزم مشارکت فعال اشخاص راغب و توانا در جستار علمی است. اما این پشتیبانی از علم فقط تحت شرایط فرهنگی مساعدی تضمین میشود. پس مهم است که ما اهرمهایی را مورد مداقّه قرار دهیم که به پیشههای علمی انگیزه میبخشند، رشتههای علمی مشخصی را برمیگزینند و به آنها وجهه و اعتبار میدهند، اما دیگر رشتهها را انکار میکنند یا به هالهی ابهام میافکنند. مشهود خواهد شد که تغییر در ساختارهای نهادین میتواند جستوجوی علم را محدود یا تعدیل کند یا شاید حتی مانع شود.
ترجمه از
Merton, Robert, k., The Sociology of Science: Theoritical and Empirical Investigations, The University of Chicago Press, 1973, p.254.
کلمات کلیدی: جامعهشناسی علم، رابرت مرتن، ساختارهای اجتماعی